الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

217

الخصال ( فارسى )

42 - ده سخن پند آميز - شخصى خدمت امام ششم ( ع ) آمد و عرض كرد پدر و مادرم قربانت مرا پندى ده فرمود اگر ميدانى كه خدا كفيل روزى تو است براى چه غم روزى ميخورى و با اينكه روزى قسمت معينى دارد چرا حرص بايد زد و اگر ميدانى كه حساب حق است جمع مال براى چيست و اگر ميدانى كه مرگ حتم است شادى چرا و اگر ميدانى كه هر كارى در معرض نظر خداست مگر چرا و اگر ميدانى كه بايد بر پل صراط گذشت خود بينى چرا و اگر ميدانى همه چيز به قضا و قدر الهى است اندوه چرا و اگر ميدانى كه دنيا فانى است اعتماد به او چرا ؟ 43 - ده كس از اين امت بخداى بزرگ كافر است - امام يكم فرمود پيغمبر در ضمن سفارشهاى خود به من فرمود اى على ده تا از اين امت بخداى بزرگ كافر شده‌اند ( سخن چين خ ب ) آدم كش ، جادوگر ، ديوث ، كسى كه بحرامى با زنى از پس جمع شود ، كسى كه با حيوان زبان بسته جمع شود ، كسى كه با محرم خود جماع كند ، كسى كه فتنه انگيزد ، كسى كه اسلحه بدشمن در حال جنگ با مسلمانان بفروشد ، مانع زكات ، مستطيعى كه بميرد و به مكه براى حج خانه خدا نرفته باشد كافر مرده است .